محمد رضا واليزاده معجزى

629

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

قسمت ديگر طايفه حسنوند كه آنها هم از خوانين عبد العلى « 1 » و بنى اعمام امير العشاير محسوب و نام خانوادگى آنها " ملكى " است در مقام پشتيبانى از صيد مهدى خان امير العشاير برآمده و با همدستى بسطامىها و هنامىها و غيره به قصد غارت اموال منصور خان اكبرى ، رئيس طايفه يوسفوند ، حركت كردند و در نزديكى اكبرآباد جنگ سختى بين فريقين شروع شد ولى متجاوزين موفق به يغماى اموال يوسفوندها نشده و با دادن چند نفر تلفات ، شكست خوردند . روز بعد مجددا براى تلافى شكست روز قبل حركت كردند و حمله را آغاز نمودند ولى مهر على خان امير منظم كه قلبا منصور خان يوسفوند را دوست مىداشت ، به اتفاق على محمد خان ضرغام و ساير منظمىها و صادقىها رسيده ، غائله را خوابانيدند و لكن در قسمت علياى يوسفوند كه با منطقه كوليوند هم‌مرز است ، چند قريه را يغما و حتى كوليوندها هم از نهب و غارت آنان مصون نماندند . « 2 » در تابستان اين سال نظر على خان امير اشرف از طرف دولت به حكومت سلسله و دلفان و طرهان منصوب شد و اردويى مركب از سوار و پياده طرهان و دلفان را حركت داده ، به اليشتر وارد شد و تخت گريران را مقر اردو قرار داد . خوانين جهان سلطانى با او موافق بودند ولى خوانين فخرجانى ( منظمىها و صادقىها و ملكىها ) با او از در مخالفت وارد شدند . با اين حال امير اشرف متعرض آنها نشد و به وصول ماليات از طوايف يوسفوند و كوليوند پرداخت و بعد از مدتى از گريران كوچ كرده ، قريه ده رحم " را اردوگاه خويش ساخت . امير اشرف در همين قريه توقف داشت كه ميرزا محمد خان تيمورى برادر مير صيد محمد خان وزير والى به واسطه رنجشى كه از والى پشتكوه پيدا كرده بود ، به اتفاق مير غلامرضا هاشمى و چند نفر ديگر به اردوى او وارد شد ولى امير اشرف به‌جاى پذيرايى و ابراز ملاطفت ، آن مرد شريف

--> ( 1 ) . خوانين حسنوند به خوانين عبد العلى معروفند زيرا جد اعلاى آن‌ها عبد العلى نام داشته و به چند شاخه تقسيم مىشوند : از قبيل صادقىها ، منظمىها ( يعنى نوادگان امير العشاير ) ، ملكىها كه اولاد ملك مىباشد و رئيس آن‌ها مرحوم حاج مهدى خان و برادرش اسكندر خان بودند . ( 2 ) . قبلا توضيح داده‌ايم كه در اثر ظلم و اجحاف طايفه حسنوند كه سخت نيرومند شده بودند ، بيشتر طايفه يوسفوند و كوليوند به صيمره و طرهان رفته بودند و اين قسمت از طايفه كوليوند كه در اليشتر مانده بودند ، قسمت " نور محمد خانى " كوليوند بودند . كوليوندها براى ستمگرى حسنوندها ترانه‌اى ساخته بودند كه ترجيع‌بند آن چنين است : " رعيت رفت به گدايى . داد از دست خدائى " . ( خدائى يعنى خدائى خان رئيس طايفه حسنوند )